اسلام ,كند، ,اساس ,ديني ,فارسي ,اصول ,قرآن مجيد ,كردن برده ,بدان معني ,پيدا شدند ,حضرت رسول

عرفان ونفوذ آن در ادب فارسي

تهيه، تدوين، تنظيم:

دكتر جهاندار مهر افشا

قسمت دوم

بخش سوم

انديشه هاي فلسفي در اسلام و اثر آن در ادب فارسي

همانطور كه در مبحث هاي پيشين گفته ام فلسفه در جهان اسلام قبل از آنكه جنبه هاي عقلي محض داشته باشد رنگ كلام و احيانا جنبه هاي عرفاني و ذوقي به خود مي گيرد و چنين نيست كه تنها علاف و نظام معترلي و اشعري به فلسفه رنگ كلام داده باشند، بلكه فلاسفه نيز بطور آگاه و يا ناخودآگاه چنين كردند وكلام و فلسفه را هر دو دسته در خدمت دين قرار دادند. قسمت مهمي از ادبيات منثور ومنظوم فارسي منعكس كننده اينگونه افكار متضاد است كه هر يك از گويندگان و سرايندگان مانند عطار، مولوي، سنائي، سعدي، حافظ، ابوسعيد ابوالخير، خواجه عبدالله انصاري، منوچهري عنصري، ناصر خسرو قبادياني، خاقاني، انواري با توجه به عقايد كلامي و مذهبي خود شعر گرفته ويا نثر نوشته اند، يكي شيعي، يكي حنفي، يكي حنبلي، يكي شافعي، يكي زيدي و يكي اسماعيلي است و.....

معارف اسلامي و ادبيات فارسي

اشارت رفت كه دين اسلام دين توحيد و يكتاپرستي است وبر همين اساس پايه آزادگي وحريت گذاشته مي شود و همه بتهاي جمعي و فردي وقبيله اي را در هم مي ريزد و بر خلاف آنچه پاره اي از نا‌آگاهان گمان كرده اند دين اسلامي دين جهاني است و ديني است كه بر اساس موازات ومساوات استوار شده است.

در دين اسلام تا حدودي زيادي امتيازات طبقاتي برداشته مي شود چنانكه قرآن مجيد مي فرمايد ان اكرمكم عندالله انقيكم و حضرت رسول فرمودند بهشت آن كسي است كه خدا را فرمان برد اگر چه برده حبشي باشد و دوزخ آن كسي است كه نافرمان باشد اگرچه سيد فرشي باشد.

با اين اصول دانش وفرهنگ را همگاني اعلام مي كند، بردگان را آزاد مي كند و منشور آزادي غلامان تيره بخت را صادر مي كند.

البته مي دانيم كه در اين جهان پهناور مردم نادان و يا مغرض بسيارند و بر خلاف واقع و حق كساني پيدا شدند كه اتهاماتي به دين اسلام وارد كردند و نوشتند كه اسلام بردگي را تأييد كرده است، درحالي كه در كتب فقهي اسلامي كتاب العتق وجود دارد يعني طريقه ازاد كردن برده نه ايجاد كردن برده.

در هر حال دين اسلام نه آن ديني است كه كنگره هاي موضعي و محلي و يا جهاني ساخته اند و نه آن ديني است كه بر ساخته معاويه ها و عمر و عاص ها است.

در هر حال هر آن ديني كه شبح و سايه اي از آن در اخبار دست اول و سيره پيغمبر و بالاخره قرآن مجيد ديده مي شود ديني است جهاني كه پايه و اصول اوليه آن بر اساس صلح وصفا، عمران و آبادي، آسايش مادي وروحي است. گو اينكه از همان ابتدا كساني پيدا شدند آنرا از مسير اصلي خود خارج كردند و در زير خروارها خرافات پنهان كردند، ليكن به حقيقت نه مجاز اسلام دين صلح و صفاست كه همه جهانيان را به كلمه توحيد دعوت مي كند و از شرك و بت پرستي كه اساس فساد و نا به ساماني است بر حذر مي دارد، بدرستي و راستي و راست كرداري دعوت مي كند، عشق و محبت را اساس انسانيت و تعاون اجتماعي مي داند، به پيروي از ستيزه حضرت خليل الله ابتداء بت ها را خورد مي كند و اين نه به آن معني است كه حضرت رسول با چوب و سنگ عنادو لجاج دارد بلكه اين بدان معني است كه سمبل هاي قبيله اي از بين برود، همه در گرداگرد يك نقط كلمه واحد گويند و اين بدان معني است كه ابوسفيان ها را بايد خورد و خمير كرد كه بت پرستيدن به از مردم پرست وبقول عرفاء بدين معني است كه نفس سركش را بايد شكست، هوي و هوس را باد مهار كرد، آتش كبر و غرور و خودخواهي را باد فرو نشاند لاجرم ابراهيم بتها را كه سمبل و محور وجودي نمرود ستمگر است نابود مي كند، خود را در كام نهنگ عشق مي اندازد، بكام اژدها مي رود، آتش خودخواهي نمروديان را آب معرفت فرو مي نشاند، چنانكه قرآن مجيد بدين امر اشارت مي كند، داستان نافه صالح را عنوان مي كند، نفس سركش را منكوب معرفت وشناخت ذات بي چون مي كند و بناي كار را بر معرفت و علم ايمان و عبادت، تعاون اجتماعي، اخوت، صلح، توكل، رضا، احتراز از قتل نفوس محترمه، دوري از اتهام و افتراء تفكر، عدالت، مساوات، و حرمت نگاهداشت خردان از بزرگان مي گذارد، اين اصول و اصول بسيار ديگر است كه بناي عرفان و حقايق اسلام را مي گذارد و در متون نثر و نظم ادب پارسي خود نمائي مي كند.

ادامه دارد.......

 

منبع اصلی مطلب : عرفان و تندرستی
برچسب ها : اسلام ,كند، ,اساس ,ديني ,فارسي ,اصول ,قرآن مجيد ,كردن برده ,بدان معني ,پيدا شدند ,حضرت رسول
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : عرفان ونفوذ آن در ادب فارسي