افكار ,فارسي ,جنبه ,اسلام ,ادبيات ,عشق، ,ادبيات فارسي ,عرفان ونفوذ

عرفان ونفوذ آن در ادب فارسي

به قلم دكتر جهاندار مهرافشا

قسمت پانزدهم

باز هم تصوف اسلامي و ادبيات فارسي

بايدتوجه داشت كه صوفيان نخستين در اسلام همان مردمان زاهد وعابد بودند و از آنچه اين كسان را به زهد وادار كرده است و بدوا همان ترس از عذاب الهي و هول از روز حساب است و آنچه انسانها را از تعلق به دنيا بر حذر مي داشت و همان قرآن و اخبار بود، خوف از دوزخ، خوف از گناه بود. سپس حب و دوستي خدا و برگزيدگان و اولياء او و البته مي دانيم كه كار و كوشش در راه كمك به بندگان خدا در اسلام خود عبادت محسوب مي شود، سعدي هم گويد.

عبادت بجز خدمت خلق نيست

به تسبيح و سجاده و دلق نيست

و بنابراين اصل رهبانيت وگوشه گيري در اسلام روا نمي باشد، امر به معروف و نهي از منكر و جهاد و في سبيل الله خود از پايه هاي اسلام است كه صوفيان اوليه كاملاً بدانها پاي بند بودند.

لكن اين افكار باين صورت كه تقريباً جنبه هاي شريعت آن بيشتر بود تا طريقت باقي نماند و با اينگونه افكار استقبال فلسفه و افكار يوناني و هندي مي رود و ذوق شرقي ايراني را نيز بدان مي افزانيد و مسأله حب ومعرفت بالا صاله مورد توجه واقع مي شود و بسياري از افكار افلاطون و نو افلاطونيان و مسيحيت وارد در افكار و عقايد مسلمين مي گردد و بالاخره افكار و انديشه هاي متفكران و ادباء مملو از افكار ذوقي ايراني و مسيحي و هندي و يوناني و اسكندراني مي شود و همه اين افكار را در ادبيات منثور و منظوم فارسي خود نمائي مي كند و اصطلاحاتي در هم كه جنبه هاي مختلف دارد در ادبيات فارسي ديده مي شود مانند فقر، مجاهدت، توكل، اخلاص، تجريد، سلوك، طريق آخرت، ايثار، زهد، حمد و ثنا، انابت، قضا، قدر، رضا،تسليم، كرامت عبوديت، وجد، حال، عزلت، صومعه، يوسف مصري، مي، ميخانه، بت، بتخانه، بتكده،آتشكده، هندو، ليلي، مجنون، سبا، ملكه سبا، جام، خلوت، خلوتيان، كعبه، خرابات، رند، خرابات مغان، پير مغان، دير، پير دير، ترسا، ترسابچه، ناقوس، زنار، اهل دل، صبا، شوخ، شوخ چشم، گل و ريحان، چشم مخمور، پروانه، فتنه، هدهد، بلبل، دام، جادو، چشم جادوئي، نگارخانه، نگارخانه چين، حلقه كمند، عنقاء، سيمرغ، سپاه حبش، تيربلا، خضر، الياس، يعقوب، ظلمات، آب زندگي، خدنگ غمزه، جام جم، ناقه تاتاري، خال هندو، بتخانه چين، نافه مشك، مطربان سحري، مصطبه، كنج ميكده، سليمان، خال سياه، يد و بيضاء، نغمه ارباب، چاه كنعان، قلزم، ساز، چنگ، رباب، طارم اعلي، ارغنون، عندليب، حجاز، پرده نوازان، مسيحا دم، خمخانه، راهب دير، حرم عشق، صواخع ملكوت، صبوحي، نديم مجلس، پير عشق، ساغر، بلقيس، سه اقنوم، سه ارواح، سه خوان، گنج قارون، گنج فريدون، مشاطه نطاق، هفت حجله نور، هفت دريا، هفت خاتون، هفت اقليم، هفت اجرام، هفت كوكب، هند و بچه، عبهر عشق، اهرمن، براق، اخگر، آينه سكندر، كميايي هستي، ترك شيرازي، سمرقند، قمارخانه، شهاب ثاقب، پيك احرام، طريقت، شريعت، حرم يار، شب قدر، گدايان،قدح، كاس،بازار، طلا قدسي، تاج كيان، ساربان، اتحاد، وحدت، اتصال، احوال، اخوان التجريد، مواچيد، اسفار اربعه، اسم اعظم، امام، امانت، لطف، وصل، بساط وصل، لقاء، حريف، حريت، خطيره، قدس، حق اليقين، صحو، محو، عين اليقين، دره بيضاء، دايره كون، طمس،و فيض وهزاران اصطلاح و لغت ديگر از ادبيات جهان وارد در ادب فارسي كرده است.

بطوريكه ملاحظه مي شود اينگونه اصطلاحات گاهي، اصالت مسيحي دارندو پاره اي جنبه ايراني و ايران قديم يعني زردشتي و دسته اي ملهم از افكار و انديشه هاي چيني است ودسته اي ديگر ريشه هندي دارد و بعضي جنبه هاي اسلامي و.....

و بدين ترتيب ادب كهن پارسي دريائي است كه نهرهاي متعدد از نواحي مختلف جهان بدان مي پيوندند واز مجاري مختلف سرچشمه مي گيرد.

ادامه دارد......

منبع اصلی مطلب : عرفان و تندرستی
برچسب ها : افكار ,فارسي ,جنبه ,اسلام ,ادبيات ,عشق، ,ادبيات فارسي ,عرفان ونفوذ
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : عرفان ونفوذ آن در ادب فارسي